هر آنکه رنگ ما بگیرد به عرش کبریا نشیند



ویژگی های شخصیتی افراد خلاق

ویژگی های شخصیتی افراد خلاق


افراد خلاق به سبب داشتن توانایی تقابل با هرموقعیتی، اشخصیت های متمایزی بوده و از تمام امکانات خود برای رسیدن به هدف مورد نظر استفاده می کنند.

از میان همه ی فعالیت های انسانی، خلاقیت بهترین راه برای تحقق آرمان هایی است که، همواره آرزوی به وقوع پیوستن آنها را در زندگیمان داشتیم. همچنین خلاقیت مهم ترین عنصر معنا بخش به زندگی ماست. بسیاری از اتفاقات جالب، مهم و انسانی، نتیجه ی خلاقیت می باشند. ویژگی هایی که موجب تمایز میان ما و دیگران است به مواردی چون، زبان ما، ارزش ها، بیان هنری، درک علمی و تکنولوژی  بر می گردد. این ها مواردی هستند که، نتیجه ی ابتکار فردی به سه صورت ذاتی، تقویت شده و یا از طریق یادگیری منتقل شده، می باشد.

همه ی ما هنگام استفاده از خلاقیت خود، احساس می کنیم که، بیشتر از بقیه عمر زندگی می کنیم. شور و هیجانی که هنرمند درهنگام مطالعه ی فلسفه و یا دانشمند در آزمایشگاه حین نزدیک شدن به تحقق ایده اش تجربه می کند، همان لذتی است که همه ی ما در زندگی به دنبال آن بوده و به ندرت برای آن به دست آوردن آن کاری انجم می دهیم. شاید فقط فعالیت هایی مانند ورزش، موسیقی و مراسم های مذهبی، احساس لذت عمیقی در ما از خود به جای بگذارند. اما لازم به ذکر است که، خلاقیت نیز نتایجی را به وجود می آورد که، موجب افزایش ثروت و پیچیدگی در آینده می شود.

 

به طور پیوسته 30 سال تحقیقات در زمینه ی چگونگی زندگی و کار افراد خلاق صورت گرفته تا، ویژگی ها و روش های بکارگرفته در خلق ایده های جدید و به طور کلی عملکرد آنها  مورد بررسی قرار بگیرد. دلیل تمایز شخصیت افراد خلاق در برابر دیگر افراد، در یک کلمه، تنها پیچیدگی شخصیت آنها را می توان نام برد. افراد خلاق در اندیشه و عمل گرایشهایی از خود نشان می دهند که در اکثر افراد وجود ندارد. در نهایت شخصیت آنها به گونه ای است که؛ به جای "فردی"، هر یک از آنها یک "جمعیت" است.

در اینجا 10 نشانه و ویژگی مشترک افراد خلاق که در اکثر آنها مشاهده شده شرح داده خواهد شد.

  1. انرژی فیزیکی افراد خلاق در سطح بالایی قرار دارد، اما آنها اغلب آرام و در حالت استراحت هستند. آنها ساعت ها با تمرکز زیاد کار می کنند، و در عین حال طراوت و شادی و شور و اشتیاق خود را در سطح بالایی نگه می دارند. این امر نشان دهنده ی برتری ویژگی های فیزیکی یا، یک مزیت ژنتیکی می باشد. اما به نظر می رسد که انرژی آنها بیشتر به واسطۀ ذهنیت متمرکزشان نسبت به برتری ژن هایشان، تولید می شود.

 

این بدان معنا نیست که افراد خلاق بیش فعال هستند. در واقع، آنها اغلب ساعات استراحت و خواب زیادی دارند. مهم این است که آنها خودشان انرژی خود را کنترل می کنند؛ نه توسط تقویم، ساعت هشدار،  یا یک برنامه خارجی. افراد خلاق قابلیت این را دارند که، در صورت لزوم، مانند پرتو لیزر تمرکز کنند. هنگامی که انرژی آنها رو به تحلیل باشد، بلافاصله انرژی خود را شارژ کرده و برای فعالیت های خود مطابق با اهدافشان ریتم و برنامه خاصی را دنبال می کنند. این برنامه یک روند زیستی نیست که به همراه ژن هایشان به ارث برده شود؛ بلکه آنها این روش را از طریق تجارب و آزمون خطاهای گوناگون برای دستیابی به اهداف خود آموخته اند.

 

  1. افراد خلاق به طور همزمان می توانند به صورت هوشمندانه و ساده لوحانه عمل نمایند. میزان هوشمندی آنها از طرز پاسخ آنها به سؤالات مشخص می شود. در حقیقت آنچه که روانشناسان به عنوان عامل اصلی خلاقیت این افراد می دانند، همان هوش عمومی است که در میان افراد خلاق در سطح بالایی وجود دارد.

 

اولین مطالعه طولی درمورد توانایی های ذهنی برتر که توسط روان شناس لوئیس تیرمن در سال 1921 در دانشگاه استنفورد آغاز شد، به وضوح نشان داد که کودکان با IQ بسیار بالا در زندگی  خود به خوبی عمل می نمایند، اما بعد از یک مرحله ی خاص، به نظر نمی رسد که IQ وعملکرد برتر آنها در زندگی با هم ارتباط خاصی داشته باشند. مطالعات بعدی نشان می دهد که نقطه ی مهم حدود 120 است؛ بدین معنا که، ممکن است کار خلاقانه با IQ پایین تر انجام شود اما IQ بیش از 120 لزوماً به معنای خلاقیت بیشتر نیست.

 

همچنین طبق مطالعه دیگری در زمینه ی نابغه های بزرگ خلاق در این قرن نشان داده شد که، افراد خلاق توانایی بهره گیری از هر دو قوه ی حافظه و احساس را به طور همزمان دارند.

علاوه بر این، افرادی که در دامنه ی توجه بالایی رشد کرده، به نظر می رسد که، بتوانند دو روش متفاوت تفکر را به کار بندند: تفکر همگرا و واگرا. تفکر همگرا با استفاده از آزمون های IQ قابل اندازه گیری بوده و شامل حل مسائل منطقی است، که یک پاسخ صحیح دارند. در حالیکه تفکر واگرا، منجر به راه حل های متفاوت خواهد شد. این امر موجب افرایش توانایی ایده پردازی، انعطاف پذیری، و یا توانایی تغییر از یک چشم انداز به دیگری، و اصالت در جمع آوری ترکیبات غیر معمول ایده ها می باشد. این ها  بیشتر مربوط به ابعاد تفکر است که، توسط تست های خلاقیت اندازه گیری می شوند و بیشتر کارگاه ها تلاش می کنند تا آن را افزایش دهند.

 

با این وجود هنوز سوء ظن وجود دارد که رسیدن به بالاترین سطوح دستاوردهای خلاق نسل جدید، هدف اصلی نیست. مردم اغلب ادعا می کردند که، تنها دو یا سه ایده خوب در تمام دوران حرفه ای خود داشتند، اما هر ایده ای چنان سازنده بوده که آنها به اندازه ی یک عمر آزمایش، بررسی، تفسیر و اقدام، مشغول کرده است.

تفکر واگرا، بدون توانایی  تشخیص ایده ی خوب از بد کاربردی نخواهد بود، در صوریتکه این قدرت انتخاب ملزم به طبعیت از تفکر همگرا می باشد.

 

  1. افراد خلاق، بازیگوشی و انضباط، یا مسئولیت پذیری و بی مسئولیتی را با یکدیگر ادغام می کنند. هیچ مشکلی وجود ندارد که یک نگرش شجاعانه، بازتابی از اخلاق معمول افراد خلاق باشد. اما این بازیگوشی به دور از متضاد هایش؛ کیفیت پایداری و استقامت، نخواهد بود.

مسئله ی دیگر در زمینه ی خلاقیت افراد، این است که صرف داشتن ایده، نشانه ی خلاقیت افراد نیست بلکه، سخت ترین مرحله اقدام کردن برای تحقق آن می باشد. بسیار اتفاق افتاده که اثر های هنری فردی را دیده و او را در این زمینه ستوده باشیم ولی این صرفاً یک حس زضایت بخش است و در زمانی که خودمان بخواهیم اقدام کنیم مسئله برایمان سخت خواهد شد.

 

جیکوب رابینو، یک مهندس برق، از روش ذهنی جالبی استفاده می کند، تا حین تمرکز روی انجام فعالیت خود، میزان استقامت را افزایش دهند. او در این باره می گوید: "هنگامی که کار خود را انجام می دهم، آرامش لازم را به خرج داده و وانمود می کنم که در زندان هستم. اگر من در زندان هستم، پس زمان هیچ نتیجه ای ندارد. به عبارت دیگر، هر اندازه که کار من طول بکشد یک هفته یا بیشتر، تفاوتی نخواهد داشت. من تصور می کنم که برای 20 سال آنجا خواهم ماند.  این، خود نوعی فکری روانی است؛ در غیر این صورت می گویم: خدای من، این کار شدنی نیست ، و ناامید شده و در عمل دچار اشتباه خواهم شد. پس به نظر من حین انجام کارهای مهم به زمان توجهی نداشته باشید."

 

با وجود اینکه شرایط جوی بر افراد خلاق تأثیر می گذارد، ولی اکثر آنها در اواخر شب کار می کنند و در صورتی که نتیجه ای حاصل نکنند، همچنان به کار خود ادامه خواهند داد. Vasari در سال 1550 نوشت: زمانی که نقاش پینو اوکلوو رنسانس نقاشی های منظم را طراحی می کرد، تمام شب را به در حال حرکت بود، و با خود می اندیشید: «این یک دیدگاه زیبا است!» در حالی که همسرش او را از بیدار ماندن و رسیدن به موفقیت منع می نمود.

 

  1. افراد خلاق بین حس تخیل و فانتزی و حس ریشه ای واقعیت متناوب هستند. هنر و علم بزرگ حاصل جهشی از تخیل به جهان واقعی بوده که متفاوت از حال حاضر می باشد. بقیه ی اعضای جامعه اغلب، این ایده های جدید را به عنوان ایده های فانتزی بدون ارتباط با واقعیت کنونی تصور می کنند و آنها حق دارند. اما تمام نکته هنر و علم این است که، فراتر از آنچه که اکنون در نظر داریم ، واقعیت جدیدی خلق شود. چیزی باعث می شود یک ایده خلاقانه و جدید باشد، این است که،با یک بار توجه به آن دریابیم که در واقعیت بسیار عجیب و غریب است.

 

اکثر ما تصور می کنیم که هنرمندان، نوازندگان، نویسندگان، شاعران، نقاشان، در زمینه ی تخیل قوی بوده، در حالی که دانشمندان، سیاستمداران و تجار واقعی واقع گرایانه هستند. این ممکن است نسبت به فعالیت روزانه ی آنها مطرح شود، اما وقتی فرد شروع به کار خلاقانه می کند، تمام شرطها حذف می شوند.

 

  1. افراد خلاق تمایل دارند هر دو ویژگی انحصارطلبی و درونگرا، را داشته باشند. در حقیقت، در تحقیقات روانشناختی، برونگرایی و درونگرایی به عنوان یکی از پایدارترین ویژگی های شخصیتی است که، افراد را از یکدیگر متمایز ساخته و می توانند به طور قطعی اندازه گیری شوند. از سوی دیگر، افراد خلاق به نظر می رسد که، هر دو ویژگی را به طور همزمان از خود نشان دهند.

 

  1. افراد خلاق می توانند به طور همزمان فروتن و مغرور باشند. نکته ی قابل توجه این است که، ممکن است شما در دیدار با یک شخص معروف که شما انتظار دارید که متکبر یا مغرور باشد، احساس خود باختگی و خجالت کنید. با این حال دلایل خوبی برای این موضوع وجود دارد. این افراد به خوبی می دانند که جایگاه بسیار محکمی دارند. احترامی که به آنها در محل کار گذاشته می شود، آنها را متوقع می نماید. همچنین آنها از افرادی که نقشهایی در دستاوردهای خود داشته اند، آگاهی دارند. معمولا به پروژه های آینده و چالش های فعلی متمرکز شده اند و دستاوردهای گذشته، بدون در نظر گرفتن میزان برجسته بودن، برای آنها خیلی جالب نیست. در عین حال، آنها می دانند که در مقایسه با دیگران، یک معامله عالی انجام داده اند. و این دانش احساس امنیت، حتی افتخار و غرور را فراهم می کند.

 

 

  1. افراد خلاق، از رویارویی با نقش جنسیتی، سفت و سخت فرار می کنند. وقتی تست های مردانگی / زنانگی به جوانان داده می شود، می بینید که دختران خلاق و با استعداد بیشتر از سایر دختران، مغرور و سخت تر هستند و پسران خلاق حساس تر بوده و حالت تهاجمی کمتری نسبت به مردان هم سن و سال خود دارند.

این گرايش به اندروژنیزاسیون گاهی اوقات به صورت جنسی کاملاً درک می شود و بنابراین با همجنسگرایی اشتباه گرفته می شود. اما اندیشه های روانشناختی یک مفهوم بسیار وسیع تر است که، به توانایی یک فرد در برابر تهاجمی و تحریک پذیر، حساس و سفت و سخت، غالب و مطیع، بدون توجه به جنس، اشاره دارد. یک شخص روان شناختی مردانه، اثر خود را از پاسخ ها دو برابر می کند. افراد خلاق بیشتر احتمال دارد که نه تنها قوت های جنس خودشان را داشته، بلکه از ویژگی های جنس مخالف نیز برخوردار باشند.

 

 

  1. افراد خلاق هر دو ویژگی عجول و محافظه کارانه را دارند. بدون تغییر در فرهنگ ثابت، خلاقیتی وجود نخواهد داشت. بنابراین دشوار است که ببینیم چگونه یک فرد میتواند خلاق باشد بدون آن که سنتی و محافظه کار بوده و در عین حال شورشگرانه و عجول باشد. عمل به سنت های ثابت بدون ایجاد تغییر در آنها، به ندرت موجب رسیدن به موفقیت می شود.

 

نکته ی دیگر این است که، تفکر خلاقانه با انگیزه ی منفی، هیچ گاه رشد نخواهد کرد. انگیزه ی منفی همواره ناامید کننده است .بنابراین نمیتواند تأثیری داشته باشد. چیزی که می تواند نتایج خوبی در بر داشته باشد تنها فکر مثبت است.

از طرفی تمایل به ریسک کردن، شکستن سنت ها، نیز امری ضروری است. جورج استیگلر، اقتصاد دان در این رابطه بسیار قوی است: "من می گویم یکی از رایج ترین شکست های افراد توانا، کمبود آرامش است. آنها همواره در بازی های امن شرکت می کنند. در حالیکه در مقوله ی خلاقیت و نوآوری، شما باید در بازی هایی با خطر بالا شرکت نمایید. بازی بی خطر تر بازی کنید، اگر قدرت ریسک پذیری ندشته باشید به نتیجه ای نخواهید رسید."

 

  1. اکثر مردم خلاق در زمینه ی کارشان علاقه و شور و هیجان بالایی داشته، و می توانند به خوبی مورد توجه قرار گرفته و شناخته شوند. بدون علاقه، ما به زودی روحیه خود را در انجام کار دشوار را از دست خواهیم داد و به مراتب نتیجه ی خوبی حاصل نخواهد شد.

در اینجا ناتالی دیویس مورخ آن را این گونه بیان می کند:

"من فکر می کنم بسیار مهم است که، پیدا کردن راهی برای جدا شدن از آنچه شما می نویسید، بسیار مهم است، تنها با پیگیری از روش خود نمی توانید انتقادها را پذیرفته و به آن ها پاسخ دهید. بنابراین هیچ گاه در کار خود به فرد معروفی تبدیل نخواهید شد. "

 

 

  1. حساسیت افراد خلاق علاوه بر اینکه اغلب آنها را به دردسر می اندازد، برای آنها لذت بخش نیز خواهد بود. اکثر آنها با کلمات رابینو موافق هستند: "اختراعات دارای آستانه ی تحمل پایینی هستند. چیزهای زیادی آنها را ناراحت می کند."  یک ماشین با طراحی بد، باعث ضرر مخترع آن شده ، درست همانطور که نویسنده خلاق هنگام خواندن  مطالب غیر مفید ضرر کرده است.

نها بودن در خط مقدم، شما را در معرض خطر و آسیب پذیر قرار می دهد. افراد خلاق بعضی اوقات به خاطر اینکه نمی توانند کاری انجام دهند، احساس شکست و ناکامی می کنند و این مسئله برایشان بسیار سخت است. این مسئله به ویژه زمانی دردناک است که، فرد احساس خلاقیت خود را از بین ببرد.

 

با این حال، هنگامی که یک فرد در زمینه تخصص خود کار می کند، نگرانی ها از بین رفته، و حس موفقیت جایگزین  آن می شود. شاید مهمترین ویژگی، که بیشتر در تمام افراد خلاق حضور دارد، توانایی لذت بردن از فرآیند خلقت خود است. بدون وجود نگرانی، شاعران تلاش می کنند تا پیشرفت زیادی داشته باشند، اقتصاددانان برای بانک هایی کار می کنند که به سود دو برابر دست یابند، و فیزیکدانان به انجام تحقیقات اولیه ادامه می دهند و به آزمایشگاه های صنعتی متصل می شوند، جایی که شرایط بهتر و انتظارات قابل پیش بینی تر شود.

به این ترتیب با حذف نگرانی ها می توان خلاقیت خود را پرورش داده و از تحقق ایده ها ترسی نداشته باشید.